X
تبلیغات
♥♥♥♥♥♥عـــاشـــقـــانــه♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥عـــاشـــقـــانــه♥♥♥♥♥♥

"خدایــــــــــا"دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن....

آرامش


سایت عاشقانه ساکار

آرامشــی می خواهم ،
خلوتــی می خواهم ،
تــو باشی و من ..در کنار هـــــم …
تو ….
سکوت کنــی…
و مــن
گوش کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 1:14  توسط ســامــان   | 

هنوز در من شمعی روشن است


سایت عاشقانه ساکار

برایم کـــف زدند
در آغوشـم گرفتند
تایید و تشویقـــم کردند که آخر فراموشت کـردم
دیگر تا ابد بر لـبانم لبخندی تَصنـعی مهــمان است
امـا بیـنِ خودمـان باشد ،
هـنوز تنـها دلبــرکم تو هسـتی !باورم کن که به وسعت دریا و به اندازه ی زیبایی چشمانت
هنوز در من شمعی روشن است .
و من…
در انتهای غروب , نگاهم را بسوی مشرق چشمانت دوخته ام
تا بازتاب صداقتمان در دستان
تو تجلی کند …

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم فروردین 1393ساعت 1:4  توسط ســامــان   | 

من تو را برای دردهایم نمی خواستم…


من تو را برای دردهایم نمی خواستم…

گفتی که ما به درد هم نمی خوریم!.. اما هرگز نفهمیدی من تو را برای دردهایم نمی خواستم…

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1392ساعت 23:26  توسط ســامــان   | 

ای کاش می شد یک بار بگویم ” دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم ”

دوستت دارم

امشب تمام حوصله ام را
در یک کلام کوچک
از تو
خلاصه کردم
ای کاش می شد
یک بار بگویم ” دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم ”
ای کاش فقط
تنها همین یک بار
تکرار می شد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت 15:54  توسط ســامــان   | 

تو را من “تو” کردم


سایت عاشقانه ساکار

تو را من “تو” کردم
وگرنه “او” هم زیادت است
پس اینقدر برایم ،شما,شما نکن
--------------------------------------------------------
دلتنگــی هایــــَم را زیر بغـل زده اَم
نشسته اَم در انتظار ِ روز های ِ مبـادا
سهم  من از تــو
همـین دلتنگـی ها ییست
که بی دعوت می آینـد
و
خیال ِ رفتن نـدارند…

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 16:16  توسط ســامــان   | 

میترسم ازبعضی آدم ها


سایت عاشقانه ساکار

میترسم از بعضی آدم ها
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را ! ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ، ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ !

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 23:57  توسط ســامــان   | 

تقصیراز<<من>>است

سایت عاشقانه ساکار

تقصیر از “من” است …
آن زمان که گفتی …
قول بده همیشه” کنارم” بمانی …
یادم رفت بپرسم …
کنار “خودت” یا” خاطره هایت”…؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 15:51  توسط ســامــان   | 

تنهایی

تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه
 
این نیست که با کسی دوست نباشی
 
این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی
 
این نیست که کسی باهات حرف نزنه
 
این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی
 
این نیست که کسی دوستت نداشته باشه
 
تنهایی، یه حس درونیه
 
تنهایی یعنی هیچکس نمیفهمه چقدر حالت بده...
 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1392ساعت 21:16  توسط ســامــان   | 

گفتی ” دوستت دارم ” حسودی ام شد !

حتی زیبا ترین دروغ سیزده را هم تو گفتی !

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1392ساعت 22:7  توسط ســامــان   | 


سلام بچه ها دوستان ابجی ها برادر ها عشق ها شرمنده که نبودم راستی یه سر به چت روم منو دوستم بزنید خوشحال میشمhttp://zanyarchat.orq.ir/

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1392ساعت 17:12  توسط ســامــان   | 

جواب بدین لطفا......


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1392ساعت 12:33  توسط ســامــان   | 

پاییز همتون مبارک...این پست نظرخواهی نداره توپستایه پایین بزارین

  

برگ های پاییزی

سرشار از شعور ِ درخت اند

و خاطرات ِ سه فصل را بر دوش می کشند

آرام قدم بگذار ….

بر چهره ی تکیده ی آن ها

این برگها حُرمت دارند..

درد ِ پاییز ،درد ِ ” دانستن ” است

      *-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-            

براى همه پاییز با مهر شروع میشه

اما پاییز زندگى من

جایى شروع شد که مهر تو تموم شد . . .

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

پاییزتون مباااااااااااااااااااااااااااااارک

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 20:35  توسط ســامــان  

سیگار نمی کشم

نه اینکه نکشیده ام

آخرین بار که روبه رویم

چشمهایش را بست

آخرین نخ را کشیدم



بعد ترک کردم

او را

خاطراتش را

و

سیگارم را …

تمام آنچه را که …

آرامم میکرد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1392ساعت 14:21  توسط ســامــان   | 

آرامش یعنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آرامـــش یعنــــی : هـر وقت قهـــر کــــردی ؛

مطمئــــن بـــاشـی کـــه تـــا آشتـــی کنـــی

هیـــچ کسی جـــات رو نمی گیــــــره



وقتی خودت برای خودت رقیب تراشیدی

من چه کنم

وقتی تو بی نظیر تراشیدی

من چه کنم

حتی نام برایش گذاشتی

تنهایی

چه نام قشنگی

تنهایی...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 17:20  توسط ســامــان   | 



شاید امروز چشمهایت مثل دیروز برقی نداشته باشد


وقلبت نیز نای تپیدن برای من


اما هنوز چشمهای من برای تو میدرخشد


و قلبم نیز میتپد برای تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1392ساعت 21:50  توسط ســامــان   | 

روزگارعاشــــقــــی


همهٔ رابطه‌ها با جملهٔ " تو با بقیه فرق
داری " شروع میشه
و به جمله " تو هم
مثل بقیه ای " ختم میشه !

***
آمدی بشنوی بمانی،
آمدی شنیدی، رفتی!
حالا سال‌هاست دیگر کسی از لب‌هام
نشنیدَه‌ست: "دوستت دارم"
***
کـاش
مـی فـهـمیـدی .... قـهـر میـکنم تـا
دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر
بـگـویی: بـمان...
نـه ایـنـکـه شـانـه
بـالا بـیـنـدازی ؛ و آرام بـگویـى:
هـر طور راحـتـى... !
***
وقتی
دو عاشق از هم جدا میشن ... دیگه نمیتونن
مثل قبل دوست باشن ... چون به قلب همدیگه
زخم زدن

نمیتونن دشمن همدیگه باشن ... چون زمانی عاشق بودن ... تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1392ساعت 22:1  توسط ســامــان   | 

تنهادلخوشیم


گاهی مرگ چقدر برایت شیرین میشود


وقتی میبینی تنها دلخوشی زندگیت با دیگری میخندد........

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1392ساعت 17:14  توسط ســامــان   | 

هیچ کس نمیداند چه لذتی دارد...............

در قلــــــــــــب کوچکم 

فرمانروایــــــــــــی میکنی

بدون هیچ نائب السلطنه ای

کسی نمیداند چه لذتـــــــــــــــــــــــــــــــی دارد

بهترین پادشاه تاریخ را در

دل داشــــــــــتن....!


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 22:34  توسط ســامــان   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1392ساعت 22:26  توسط ســامــان   | 

توجه

 

http://ups.night-skin.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 0:42  توسط ســامــان   | 

امتحان کنید خواهشا..........


 

اب نریختم که بر گردی

اب ریختم تا پاک شود هر چه خاطرات توست از زندگیم


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1392ساعت 16:8  توسط ســامــان   | 

دلنوشته


دیگر احتیــاط لازم نیستــــــ…  

شکستنی ها شکست،

هرطور مایلیـــــد حمــــل کنیــــــد…!!!

کفش هایم که جفت میشوند دلم هوای رفتن میکند!

من کودکانه بیقرار دیدنت میشوم

بی آنکه فکر کنم چه کسی دلتنگ من خواهد شد…

بی خیال است…

خیلی بی خیال…

همان کسی که…

تمام خیال من است…

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1392ساعت 14:52  توسط ســامــان   | 

داستان کوتاه خنده تلخ سرنوشت

داستان کوتاه خنده تلخ سرنوشت

نفس عمیق کشیدم و دسته گل رو با لطیف ترین حالتی که می شد توی دستام نگه داشتم 
هنوز یه ربع به اومدنش مونده بود 
نمی دونستم چرا اینقدر هیجان زده ام 
به همه لبخند می زدم



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1392ساعت 11:37  توسط ســامــان   | 

متاسفم


متــــــــاسفم… نه برای تو که دروغ برایــــت خـــود زندگیست… نه برای خودم که دروغ تنهـــا خط قرمز زندگیـــستــــ بـــرایم…. متاسفم که چرا مزه ی عشـــــــق را…. از دستـــــــــ تــــــو چشیــــدم….

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1392ساعت 23:8  توسط ســامــان   | 

چندمطلب


شــک نکــــن ...!

" آینــــده ای " خواهـــم ساخت که ,

" گذشتــــه ام " جلویــــش زانــو بزنــــد ...!

قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم ...!

برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,

آنـــقـــدر خوشبخت می کنــــم کـــــه ,

به هـــر روزی که جــای " او " نیـستـی به خودت "لعنـــت " بفـــرستـی

---------------------


دلم گرفته است هم از تو هم از خودم میدانی چرا؟

برای اینکه دراولین فرصت به دنبال دیگری میرویم

 وهمدیگر را جایگزین می کنیم این عشق است  یا    هوس

اصلا آیا دلی مانده که به عشق پایبند باشیم

چرا نمیخواهیم عشق را در واقعیت حضورش ببینیم

 چرا حرف دلمان را نمیزنیم ومیخواهیم همه بدانند که چه در دل داریم

 و دراخر نمیدانیم چراحرفهای ما به جای دهان ازچشم برون می آید؟



+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1392ساعت 20:50  توسط ســامــان   | 

به درک

وقتی‌ کسی‌ رو پیدا کردی ؛

که کنارش بدون هیچ دلیلی ،

فقط به خاطر اینکه کنارشی ! خوشحالی‌ ....

دیگه به درک که بقیه چی‌ میگن !
 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 18:35  توسط ســامــان   | 

عــشــق


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 18:6  توسط ســامــان   | 

چه فرقی میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


چه فرقي مي كند

ساعت را به عقب بكشم

وقتي حسرت هايم تكراريست

وقتي نگاهت ديگر بر نمي گردد

وقتي صدايت ديگر مرا نمي خواند

چه فرقي مي كند اين عقربه ها برگردد

وقتي ثانيه به ثانيه اش بي كسي ايست

وقتي چشمان خيره ام سالها
براي گذشتن همين دقايق وقت گذشته اند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 15:27  توسط ســامــان   | 

من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم همین! چرا نگاه می کنی؟ تنها ندیده ای؟ به من نخند من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم…
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 19:7  توسط ســامــان   | 

آشنایی منوتو

در يک آشنايی دوستانه ما با هم دست داديم . . . !! تو فقط دست دادی . . . و من . . . تمام هستی خود . . . از دست . . .
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 19:5  توسط ســامــان   | 

مطالب قدیمی‌تر